جمال الدين محمد الخوانساري
87
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1942 الشّركة في الرّأى تؤدّى إلى الصّواب . شركت در رأى مىكشاند بسوى راه درست ، مراد به « شركت در رأى » با هم مشورت كردن است كه هر گاه با هم مشورت كنند وهر يك رأى خود را گويد رأى درست از آنها ظاهر گردد وبسوى صواب رساند . 1943 العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل . علم همراه است با عمل پس هر كه عالم شود عمل هم كند ، واين بنا بر اكثرى وغالب است ، ويا بنا بر آن است كه در فقرهء بعد مذكور خواهد شد كه اگر عمل پيش علم نيايد علم هم برود . 1944 العلم يهتف بالعمل فان أجابه والّا ارتحل . علم آواز ميكند عمل را پس اگر أجابت كرد أو را ورفت بنزد أو خوب واگر نه علم هم مىرود از نزد أو ، يا باين نحو كه آن شخص مشغول كارهاى ديگر شود تا تارك شود وفراموش كند آنچه را مىدانست ، ويا باين نحو كه در مسائل براههاى غلط افتد وخلاف واقع را اعتقاد كند وعلم أو بجهل مبدّل گردد . 1945 المؤمن الدّنيا مضماره ، والعمل همّته ، والموت تحفته ، والجنّة سبقته . مؤمن دنيا ميدان اوست ، وعمل همّت اوست ، ومرگ تحفهء اوست ، وبهشت سبقهء اوست ، « دنيا ميدان اوست » يعنى در آنجا مشق كند كه بر ديگران پيشى گيرد وگرو از ايشان ببرد ، « وعمل همّت اوست » يعنى قصد ودلبستگى عمدهء أو در دنيا همان است ، « وبهشت تحفهء اوست » باعتبار اين كه بسبب آن از رنج وزحمت دنيا خلاص شود وبنعمت جاويد رسد چنانكه قبل از اين مذكور شد ، « وبهشت سبقهء اوست » ، « سبقه » مالي را گويند كه بر سر آن گرو بندند وهر كه گرو را ببرد